باور به محصولات مطالعات علمي و عمل به نتايجي كه از روشهاي علمي بدست مي آيد از چالش ها مهم در جوامعي مثل جامعه ماست. اين مساله از بحث هاي مهم "ترويج و همگاني كردن علم" و از موضوعات مربوط به مطالعات "علم، فناوري، جامعه و محيط زيست" است. چالش هاي امروزي كه بشر با آن مواجه است، نشان از آن دارد كه در بسياري از موارد به تشخص علم و عالم باور داريم، به دانشگران افتخار مي كنيم، تمام منابع خانوادگي را صرف آن تا فرزندان در راه علم پرورش يابند ولي گاهي الزامات، كاربرد ها و محصولات آن باور نداريم. بحثي كه دارم مربوط به آن است كه چرا به علم و عالم افتخار مي كنيم، ولي نتايج كارش را به كار نمي بنديم. در زير اجمالا نكات مثبت و منفي كه در سالهاي اخير در راه ترويج و همگاني كردن علم و رشد نگرش علم محور در ايران رخ داده است، مي آورم. ابتدا نكته هاي مثبت:
1- كمتر خانواده ايراني را مي توان يافت كه امروزه يك دانشجو در آن نباشد يا در سالهاي قبل دانشجويي از آن خانواده مشغول به تحصيل دانشگاهي نشده باشد. امروزه با توجه به اشتياق خانواده هاي ايراني به فرستادن فرزندانشان به دانشگاه تحولات مهمي در جامعه رخ داده است. كشوري كه با جمعيت حدود 35 ميليوني در سال 57، حدود 170 هزار نفر دانشجوي شاغل به تحصيل در كليه مقاطع داشت، در سال 87 با حدودا دو برابر شدن جمعيت كشور، تعداد دانشجويان شاغل به تحصيلش به بيش از 3 ميليون و 600 هزار نفر رسيده است. اين موضوع به خوبي نشانگر همگاني شدن آموزش عالي در ايران پس از انقلاب (به ويژه نزد دختران) است. البته همواره مي توان بحث هاي مهمي در مورد كيفيت اين آموزش عالي مطرح كرد و اينكه آيا تمامي اين بيش از 3 و نيم ميليون دانشجو در كيفيتي قابل قبول و استاندار تحصيل مي كنند؟ طبيعي است كه با نگاهي سرسري به گزارشها و مشاهده اي مختصر مي توان فهميد كه از نظر كيفي از اين تعداد دانشجو، بسياري در كيفيت مناسب در حال تحصيل نيستند. ولي مساله مهم ان است كه تحول مهمي شكل گرفته و تعداد و درصد بسيار بيشتري از جمعيت ايران از تحصيلات دانشگاهي برخوردار شده اند . اين رشد تا حد زيادي مديون گسترش دانشگاههاي آزاد و پيام نوراست.
2- بر اساس رشد دسترسي به رسانه ها – به ويژه راديو و تلويزيون - در ايران كمك فراواني به رشد آگاهي در مردم ايران – به ويژه در 40 سال اخير و علي الخصوص در بيست سال اخير شده است. اين دسترسي چنان است كه اكنون تقريبا در اكثر روستاهاي ايران نيز امكان دسترسي به ويژه به تلويزيون وجود دارد. اين دسترسي، بر نگرش مردم ساكن در دور افتاده ترين نقاط ايران اثر گذاشته است. بدون شك اطلاعات مدرن بيشتري و با گستره نفوذ بالاتر به ويژه در سالهاي پس از انقلاب اسلامي 1357 در اختيار همه مردم ايران قرار گرفته است.
3- رشد فناوري اطلاعات و دسترسي به اينترنت كه امروزه بر اساس گزارش وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات در تاريخ 22-5-89، با ضريب نفوذ 33% هم اكنون در دسترس مردم ايران است، كمك خوبي به دسترسي به اطلاعات علمي – حتي در شهر هاي كوچك و روستاها - كرده است. امروزه پس از هر خبري و به هر منظوري مي توان به رجوع همه مردم، حتي بعضي مردم در روستاها، به اينترنت توجه نمود. ايجاد وب لاگهاي متعدد به نام شهرهاي كوچك و روستاهاي كشور كه در آن اكثرا جوانهاي ساكن در آنها تلاش دارند تا هم به معرفي قابليت هاي محل زندگي خود بپردازند و هم از وقايع آن از طريق اين ابزار مدرن خبر رساني كنند، از نشانه هاي مثبت است. ابزار مدرن، و آموزش هاي جديد موجب شده تا كاربران اينترنت با دسترسي به اطلاعات علمي، ديد درستر و واقع بينانه تري نسبت به محيط زندگي خود بيابند. داستان سرايي هاي خيال پردازانه در مقابل اين اطلاعات درست و دقيق، رنگ باخته و خواهد باخت.
4- در كشور هاي در حال توسعه رشد و توسعه بر مبناي علم و فناوري به ويژه در سالهاي دهه پنجاه ميلادي به بعد با اهمميت ويژه مورد توجه بوده است. رشد موسسات دانشگاهي و علمي در كشور هاي ايران، هند و كره در پنج دهه گذشته و به ويژه اهميت به توسعه فناوري در كشور هاي ايران – با ايجاد سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران در سال 1359- ، و سازمان هاي توسعه فناوري نوين در اندونزي –BPPT در سال 1978- و شوراي پژوهشهاي علم و فناوري تركيه TUBITAK در اوائل دهه 1980 ميلادي، نشان از توجه كشور هاي در حال توسعه به توسعه علمي و فناوري هاي مدرن در دهه هاي اخير دارد. اين موضوع به زمينه سازي و توسعه زير ساخت توسعه علمي و رفتن به دنبال نوآوري و تلاش به توسعه فناوري هاي مدرن در اين كشور ها كمك فراوان نموده است.
5- رشد علمي به كاهش خرافات در ايران كمك فراوان كرده است. ميزان به نسبه كمتر اعتماد و باور مردم به فال گيري و رمالي در سالهاي اخير نشانگر توسعه علم باوري در جامعه ايران است. البته خرافات علمي جنبه هاي گسترده اي دارد كه در يك جامعه ايران از توجه به شبه علم در شكل داستان سرايي خيال انگيز براي موضوعاتي كه هيچ مستندي براي ان در دسترس نيست تا توجه فال بيني و طالع بيني در روزنامه ها و مجلات بر اساس روزها و ماههاي مختلف سال را شامل مي شود. ولي خوشبختانه رشد جامعه ايران از نظر علمي اين توجه را به طور نسبي كمتر كرده است.
جنبه هاي منفي و چالش بر انگيز كه همچنان به عنوان سد براي باور علمي نظر مردم و مانع ترويج علم هستند عبارتند از:
1- كيفيت آموزش عالي كه رشد بي سابقه اي به ويژه در سالهاي پس از انقلاب داشته است، درايران قابل بررسي و نقد جدي است. اگرچه همگاني شدن آموزش عالي، دسترسي همگاني به آموزش را به ويژه از طريق دانشگاه آزاد اسلامي و دانشگاه پيام نور فراهم كرده است، ولي بسياري از كاستي ها از جمله عدم دسترسي دانشجو به استاد متناسب با رشد حاصله، عدم توجه به كيفيت و كميت ارائه دروس، عدم دسترسي به آزمايشگاه و كار ميداني لازم براي تجربه اندوزي و كشف مجدد از سوي دانش آموزان و دانش جويان و عدم دسترسي به منابع درسي و علمي لازم براي مطالعه، همگي از مواردي هستند كه به ايجاد گروهي از فارغ التحصيلان كمك مي كند كه نه تنها از نظر كيفي و يافتن اشتغال دچار مشكلند، بلكه از نظر باور علمي نيز نواقص زيادي دارند و چه بسا آموزشي ناقص موجب رشد ديدگاه هاي شبه علمي نزدآنها شود. در واقع بسياري از دانش آموختگان به اين ترتيب خواهيم داشت كه به جاي دانش اموختگي در حد و ميزان و استاندارد مناسب، دچار توهم دانش آموختگي هستند و خواهند بود. اين موضوع از آسيب هايي است كه در جهت مقابله با باور علمي در جامعه به عنوان چالش در جامعه امروز ما قابل طرح است. البته مشكل فقط مربوط به دو دانشگاه ياد شده نيست بلكه نام بردن از دانشگاههاي ياد شده صرفا به دليل پوشش بسيار وسيعي است كه اين دو دانشگاه امروزه در ايران دارند، به نحوي كه اين دانشگاهها در حدود 70% از دانشجويان امروز مشغول به تحصيل در ايران را در حال حاضر تحت پوشش خود دارند . 2- بعضي مواقع پزشكاني – حتي متخصص – را ديده ايم كه خود سيگار مي كشند! معلماني كه خود مباني كه آموزش مي دهند را رعايت نمي كنند، مهندساني –يا فارغ اتحصيلان مهندسي- كه علارغم آموختن اصول حرفه اي و ايمني، خود مباني ايمني را نه در حين كار و نه در پروژه خود رعايت نمي كنند. اينها همه نشان مي دهد كه باور به علم به صورت يك اصل حداقل براي بخشي از افرادي حرفه اي ما نيز در نيامده است. 3- گسترش سرگرمي – به وِيژه از طريق تلويزيون – توجه حتي دانش اموزان و دانشجويان را از مطالعه و تفكر به سمت سرگرمي هاي زود گذر معطوف كرده است. در شبكه هاي مختلف تلويزيوني سريالهاي متعددي پخش مي شود كه دانش آموزان و دانشجويان ما نام بازيگران آنها را از نام مولفان آخرين كتابهاي منتشره و آخرين مقالات چاپ شده در مجلات معتبر بسيار بهتر مي دانند! دسترسي به عنوان سرگرمي ها امروزه با رشد كامپيوتر و سرگرمي هاي كامپيوتري، توجه به بازي را از پائين ترين سنين نهادينه كرده است. اين توجه بيشتر به سرگرمي حتي در هنگام استفاده از اينترنت نيز نزد بعضي از كاربران ديده مي شود.
حال مي رسيم به اينكه دليل اين چالش هاي تناقض آميز كه مانع باور علمي مي شود چيست؟ البته در اين مقال كوتاه بررسي اين موضوع نمي گنجد. ولي به باور نگارنده عدم توجه به فرايند علمي و روند توليد علم و توجه صرف به محصول حاصل از علم – آن هم به شكل انواع خاصي از فناوري كه باتوجه به توليد كننده نفت بودن كشور ما به راحتي قابل خريد و وارد كردن است - ، توجه نكردن به استاندارد ها در آموزش علم، اجازه به رشد خرافات از طريق گسترش روشهاي فال بيني و تبليغ روشهاي طالع بيني در روزنامه ها و اينترنت، و عدم توجه يا كم توجهي به "آموزش همگاني علم "و "علم براي همه مردم" به ويژه در رسانه هاي راديو و تلويزيون و كم توجهي به علم محوري در آموزشهاي مربوط به فرهنگ عمومي جامعه و .. همه از عوامل اين آسيب ها است.
علم مدرن با اهميتي كه براي مشاهده و اندازه گيري قائل است، ديد جديد و نگرش نويني براي مردم نسلهاي جديد ايجاد كرده كه لازم است تا در رشد تفكر علمي و توسعه علم به اين نوع نگرش نوين در كشور ما توجه خاص شود و متناسبا در برنامه آموزشي محصلان و دانشجويان به آن توجه شود. |