سايت شخصي دكتر مهدي زارع - Dr Mehdi Zare's Personal WebPage 
« بسم الله الرحمن الرحيم »
دكتر مهدي زارع September/4/2010  

13/شهريور/1389  
منو اصلی

 صفحه شخصي
 مدير سايت
 رزومه علمي
 افزودن خبر
 علايق شخصي
 زلزله‌ها
 زلزله‌هاي ايران
 زلزله‌هاي جهان
 وب‌لاگ
 دفترچه يادگاري
 وب‌لاگ
 تقويم تاريخ زلزله‌هاي ايران
 پژوهش
 پروژه‌هاي پژوهشي من
 پروژه‌هاي دانشجويي
 پايان‌نامه‌هاي دانشجويي
 سوژه‌هاي پيشنهادي پايان‌نامه
 كتابخانه
 مقالات و سخنراني‌ها
 پايان‌نامه دكتري من
 رسانه‌ها
 مصاحبه‌ها در مجلات
 مصاحبه‌ها در راديو و تلويزيون
 مصاحبه‌ها در اينترنت
 معرفی به دوستان
 آمار سایت
به صفحه وب‌لاگ خوش آمديد.

 [ شهريور 1389 ]  [ امرداد 1389 ]  [ تير 1389 ]  [ خرداد 1389 ]  [ ارديبهشت 1389 ]  [ فروردين 1389 ]  [ اسفند 1388 ]  [ بهمن 1388 ]  [ دي 1388 ]  [ آذر 1388 ]  [ آبان 1388 ]  [ مهر 1388 ]  [ شهريور 1388 ]  [ امرداد 1388 ]  [ تير 1388 ]  [ خرداد 1388 ]  [ ارديبهشت 1388 ]  [ فروردين 1388 ]  [ اسفند 1387 ]  [ بهمن 1387 ]  [ دي 1387 ]  [ آذر 1387 ]  [ آبان 1387 ]  [ مهر 1387 ]  [ شهريور 1387 ]  [ امرداد 1387 ]  [ تير 1387 ]  [ خرداد 1387 ]  [ ارديبهشت 1387 ]  [ فروردين 1387 ]  [ اسفند 1386 ]  [ بهمن 1386 ]  [ دي 1386 ]  [ آذر 1386 ]  [ آبان 1386 ]  [ مهر 1386 ]  [ شهريور 1386 ]  [ امرداد 1386 ]  [ تير 1386 ]  [ خرداد 1386 ]  [ ارديبهشت 1386 ]  [ فروردين 1386 ]  [ اسفند 1385 ]  [ بهمن 1385 ]  [ دي 1385 ]  [ آذر 1385 ]  [ آبان 1385 ]  [ مهر 1385 ]  [ شهريور 1385 ]  [ امرداد 1385 ]  [ تير 1385 ]  [ خرداد 1385 ]  [ ارديبهشت 1385 ]  [ فروردين 1385 ]  [ اسفند 1384

[ بازگشت به صفحه اول ]

تاريخ افزوده شدن: شنبه 6 شهريور 1389 10:37:26

عنوان: پسلرزه هاي زلزله 5 شهريور 89 ترود با بزرگاي 5.8

زلزله ترود- 5-6-89- از ساعت 32:53، زمان وقوع به وقت محلي ، تا ساعت 7 صبح ششم شهريور ماه تعداد 5 پسلرزه با بزرگاي بزرگتر از 2.5 داشته كه بزرگترينشان با بزرگاي 5.2 - به گزارش همكارانم در شبكه لرزه نگاري باند پهن پژوهشگاه - در ساعت 4:59 بامداد در پهنه رومركزي زمينلرزه ، رخ داده انست. احتمال پسلرزه هاي بيشتر نيز در ساعت هاي بعدي مي رود



[ تعداد كل نظرات (فارسي و انگليسي): 1 ]

تاريخ افزوده شدن: شنبه 6 شهريور 1389 10:18:00

عنوان: زلزله پنج شهريور 89- ترود، استان سمنان

زلزله اي كه ديشب ۵-۶-۸۹، ساعت ۳۲:۵۳ به وقت محلي در منطقه ترود - جنوب دامغان - با بزرگاي ۵.۸ رخ داد، به احتمال زياد مربوط به جنبا شدن مجدد گسل ترود است كه در تاريخ ۱۲ فوريه ۱۹۵۳ - ۲۳ بهمن ۱۳۳۱ - با زمينلرزه اي با بزرگاي ۶.۴ زمنينلرزه مخربي تجربه كرد. زلزله سال ۱۳۳۱ ترود با ۹۷۰ كشته همراه بود ولي زلزله ديشب در ترود با ۳ نفر كشته - متاسفانه - همراه بود. اين زلزله ديشب بزرگاي كمتر از ۶ داشته  و بنابراين تعيين دقيق  ارتباطش با گسل هاي از پيش شناخته شده مشكل است، ولي شواهد مربوط پهنه كانوني نشان مي دهد كه زلزله مزبور با سازوكار امتداد لغز -تا جابه جايي به صوزت گسل قائم عمل كرده است. ژرفاي كانوني آن هم در براورد هاي اوليه ۱۰ تا ۱۴ كيلومتر براورد شده است. اين زلزله در بخشهايي از  استان هاي سمنان، تهران، مازندران و مركزي احساس شده است.   



[ تعداد كل نظرات (فارسي و انگليسي): 0 ]

تاريخ افزوده شدن: سه‌شنبه 2 شهريور 1389 12:26:05

عنوان: به كمك سيل زدگان پاكستان بشتابيم

اين روزها خبر هاي سيل پاكستان در رسانه ها منتشر مي شود و صحنه هاي ناراحت كننده مردمي كه همه چيز خود را از دست داده اند به نمايش در مي آيد. مردم اين كشور ۱۷۴ ميليون نفري، اكثرا مسلمان و البته بسيار فقير از نظر اقتصادي، اكنون در وضع مشكلي قرار گرفته اند. ظاهرا تعداد كشته ها حدود ۲۰۰ نفر اعلام شده، ولي مردمي كه تحت تاثير آسيب هاي ناشي از سيل هستند تعدادشان بيش از ۴ ميليون نفر است. معني اين سخن آن است كه هر چند تعداد كشته هاي ناشي از سيل اخير از چند هزار نفر فراتر نرفته - كه در جاي خود مصيبت است - ولي، مساله پيامد هاي سيل اخير مطرح است و اكنون مردم آسيب ديده به نيازهاي فوري غذايي، بهداشتي  و اسكان اوليه نيازمندند، و از سوي ديگر شيوع بيماري ها - به ويژه وبا- حود اين مردم و البته ساير مردم پاكستان و منطقه - از جمله ايران - را مي تواند تهديد كند. بنابراين اتفاقات بعدي مربوط به اين حادثه از خود آن مصيبت بار تر است.

در سال ۱۳۸۴ كه براي مطالعه و بازديد شناسايي منطقه زلزله زده بالاكوت در زلزله ۱۷ مهر ۸۴ با بزرگاي ۷.۸ به اتفاق دوست و همكار عزيز آقاي دكتر عشقي در آبان ۸۴ به پاكستان رفتيم، و در سفر بعدي كه براي شركت در كنفرانس زلزله بالاكوت در ديماه ۸۴ به اين كشور رفتم، مردم پاكستان را با ديد بسيار مثبت و صميمي نسبت به ايران و ايراني ديديم. علاوه بر مشتركات ديني، همسايگي بين دو كشور ايران و پاكستان و همچنين مناسبت هاي مختلفي كه ايرانيان پس از استقلال پاكستان به كمك و ياري پاكستان شتافته اند، همگي موجب شده كه اين خاطره مثبت در ذهن مردم پاكستان شكل بگيرد.  جالب است بدانيد كه در متن  سرود ملي كشور پاكستان، غير از يك كلمه به زبان اردو -كا، به معني: (از) در زبان فارسي - بقيه كلمات همگي به زبان فارسي است. اين موضوع نشان مي دهد كه زبان و فرهنگ فارسي و ايراني چه ريشه عميقي در اين كشور دارد. از نكته هاي جالب توجه ديگر انكه خانم بينظير بوتو، نخست وزير فقيد پاكستان كه در جريان تروري در اويل ديماه ۱۳۸۶ جان باخت، مادري ايراني داشت - ظاهرا از يك خانواده اصفهاني - و در واقع يك پاكستاني -ايراني از نظر تبار بود، و هميشه هم نسبت به اين موضوع افتخار مي كرد.

به هر حال به غير از مشتركات بين دو ملت و دلايل توجه و صميميت بين اين آنها، يه مصداق شعر استاد سخن سعدي، كه بني آدم اعضاي يك پيكرند، نيز لازم است در غم ها و مصيبتهاي مردم ديگر حساس باشيم. نگوييم كه اين موضوع به ما ربط ندارد، ما خودمان كلي فقير داريم، ما كه مشكلات خودمان را داريم، مگر در زلزله ها و سيلهاي گذشته بقيه چقدر به ما كمك كرده اند و ... ببينيم كه وظيفه انساني، ملي و ديني ما حكم مي كند كه به اين مردم آسيب ديده به هر ترتيب كه امكانش هست كمك كنيم. (به مشكلات خودمان هم در جاي خود بايد بپردازيم).  جاي دوري نمي رود، هم از نظر ديني وظيفه و صواب است و هم از نظر انساني كمك به همنوع و هم از نظر ملي و منطقه اي براي دراز مدت و اهداف منطقه اي كشور و امنيت مرز ها و بسيار مسائل ديگر بسيار مهم خواهد بود. ضمن كمك به مردم پاكستان بايد مراقب باشيم كه بيماري ها و ساير عوارض احتمالا همه گير ناشي از اين سيل اخير مردم كشور ما و منطقه را درگير نكند.

خلاصه آنكه به هر روشي كه مي دانيد، به مردم سيل زده پاكستان كمك كنيد.       



[ تعداد كل نظرات (فارسي و انگليسي): 0 ]

تاريخ افزوده شدن: سه‌شنبه 26 امرداد 1389 20:16:50

عنوان: چالش هاي علم مدرن و ايران امروز

باور به محصولات مطالعات علمي و عمل به  نتايجي كه از روشهاي علمي  بدست مي آيد از چالش ها مهم در جوامعي مثل جامعه ماست. اين مساله از بحث هاي مهم "ترويج  و همگاني كردن علم" و از موضوعات مربوط به  مطالعات "علم، فناوري، جامعه و محيط زيست" است. چالش هاي امروزي كه بشر با آن مواجه است، نشان از آن دارد كه در بسياري از موارد به تشخص علم و عالم باور داريم، به دانشگران افتخار مي كنيم، تمام منابع خانوادگي  را صرف آن  تا فرزندان در راه علم پرورش يابند ولي گاهي الزامات، كاربرد ها و محصولات آن باور نداريم. بحثي كه دارم مربوط به آن است كه چرا به علم و عالم افتخار مي كنيم، ولي نتايج كارش را به كار نمي بنديم.

 

در زير  اجمالا نكات مثبت و منفي كه در سالهاي اخير در راه ترويج و همگاني كردن علم و رشد نگرش علم محور در ايران رخ داده است، مي آورم. ابتدا نكته هاي مثبت: 

 

1-     كمتر خانواده ايراني را مي توان يافت كه امروزه يك دانشجو در آن نباشد يا در سالهاي قبل دانشجويي از آن خانواده  مشغول به تحصيل دانشگاهي نشده باشد. امروزه با توجه به  اشتياق خانواده هاي ايراني به فرستادن فرزندانشان به دانشگاه تحولات مهمي در جامعه رخ داده است. كشوري كه با جمعيت حدود 35 ميليوني در سال 57، حدود 170 هزار نفر دانشجوي شاغل به تحصيل در كليه مقاطع داشت، در سال 87 با حدودا دو برابر شدن جمعيت كشور، تعداد دانشجويان شاغل به تحصيلش به بيش از 3 ميليون و 600 هزار نفر رسيده است. اين موضوع به خوبي نشانگر همگاني شدن آموزش عالي در ايران پس از انقلاب (به ويژه نزد دختران) است. البته همواره مي توان بحث هاي مهمي در مورد كيفيت اين آموزش عالي مطرح كرد و اينكه آيا تمامي اين بيش از 3 و نيم ميليون دانشجو در كيفيتي قابل قبول و استاندار تحصيل مي كنند؟ طبيعي است كه با نگاهي سرسري به گزارشها و مشاهده اي مختصر مي توان فهميد كه از نظر كيفي از اين تعداد دانشجو، بسياري در كيفيت مناسب در حال تحصيل نيستند. ولي مساله مهم ان است كه تحول مهمي شكل گرفته و تعداد و درصد بسيار بيشتري از جمعيت ايران از تحصيلات دانشگاهي برخوردار شده اند . اين رشد تا حد زيادي مديون  گسترش  دانشگاههاي آزاد و پيام نوراست.

 

2-     بر اساس رشد دسترسي به رسانه ها به ويژه راديو و تلويزيون - در ايران كمك فراواني به رشد آگاهي در مردم ايران به ويژه در 40 سال اخير و علي الخصوص در بيست سال اخير شده است. اين دسترسي چنان است كه اكنون تقريبا در اكثر روستاهاي ايران نيز امكان دسترسي به ويژه به تلويزيون وجود دارد. اين دسترسي، بر نگرش مردم ساكن در  دور افتاده ترين نقاط ايران اثر گذاشته است. بدون شك اطلاعات مدرن  بيشتري و با گستره نفوذ بالاتر به ويژه در سالهاي پس از انقلاب اسلامي 1357 در اختيار همه مردم ايران قرار گرفته است.

 

3-     رشد فناوري اطلاعات و دسترسي به اينترنت كه امروزه بر اساس گزارش وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات در تاريخ 22-5-89، با ضريب نفوذ 33% هم اكنون در دسترس مردم ايران است، كمك خوبي به دسترسي به اطلاعات علمي حتي در شهر هاي كوچك و روستاها -  كرده است. امروزه پس از هر خبري و به هر منظوري مي توان به رجوع همه مردم، حتي  بعضي مردم در روستاها،  به اينترنت توجه نمود. ايجاد وب لاگهاي متعدد به نام  شهرهاي كوچك و روستاهاي كشور كه در آن اكثرا جوانهاي ساكن در آنها تلاش دارند تا هم به معرفي قابليت هاي محل زندگي خود بپردازند و هم از وقايع آن از طريق اين ابزار مدرن خبر رساني كنند، از نشانه هاي مثبت است. ابزار مدرن، و آموزش هاي جديد موجب شده  تا كاربران اينترنت  با دسترسي به اطلاعات علمي، ديد  درستر و واقع بينانه تري نسبت به محيط زندگي خود بيابند. داستان سرايي هاي خيال پردازانه در مقابل اين اطلاعات درست و دقيق، رنگ باخته و خواهد باخت.

 

4-      در كشور هاي در حال توسعه رشد و توسعه بر مبناي علم و فناوري به ويژه در سالهاي دهه پنجاه ميلادي به بعد با اهمميت ويژه مورد توجه بوده است. رشد موسسات دانشگاهي و علمي در كشور هاي ايران، هند و كره در پنج دهه گذشته و به ويژه اهميت به توسعه فناوري در كشور هاي ايران با ايجاد سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران در سال 1359- ، و سازمان هاي توسعه فناوري  نوين در اندونزي BPPT در سال 1978-  و شوراي پژوهشهاي  علم و فناوري تركيه TUBITAK در اوائل دهه 1980 ميلادي،  نشان از توجه كشور هاي در حال توسعه به توسعه علمي و فناوري هاي مدرن در دهه هاي اخير دارد. اين موضوع به زمينه سازي  و توسعه  زير ساخت توسعه علمي و رفتن به دنبال نوآوري و تلاش به توسعه فناوري هاي مدرن در اين كشور ها كمك فراوان نموده است.

 

5-     رشد علمي به كاهش خرافات در ايران كمك فراوان كرده است. ميزان به نسبه كمتر اعتماد و باور مردم به فال گيري و رمالي در سالهاي اخير نشانگر توسعه علم باوري در جامعه ايران است.  البته خرافات علمي جنبه هاي گسترده اي دارد كه در يك جامعه ايران از توجه به شبه علم در شكل داستان سرايي  خيال انگيز براي موضوعاتي كه هيچ مستندي براي ان در دسترس نيست تا توجه فال بيني و طالع بيني در روزنامه ها و مجلات بر اساس روزها و ماههاي مختلف سال را شامل مي شود. ولي خوشبختانه رشد جامعه ايران از نظر علمي اين توجه را به طور نسبي كمتر كرده است.

 

جنبه هاي منفي و چالش بر انگيز كه همچنان به عنوان سد براي باور علمي نظر مردم و مانع ترويج علم هستند عبارتند از:

 

1-     كيفيت آموزش عالي كه رشد بي سابقه اي به ويژه در سالهاي پس از انقلاب داشته است، درايران قابل بررسي و نقد جدي است. اگرچه همگاني شدن آموزش عالي، دسترسي همگاني به آموزش را به ويژه از طريق دانشگاه آزاد اسلامي و دانشگاه پيام نور فراهم كرده است، ولي بسياري از كاستي ها از جمله عدم دسترسي دانشجو به استاد  متناسب با رشد حاصله، عدم توجه به كيفيت و كميت ارائه دروس، عدم دسترسي به آزمايشگاه  و كار ميداني لازم براي تجربه اندوزي و كشف مجدد از سوي دانش آموزان و دانش جويان و عدم دسترسي به منابع درسي و علمي لازم براي مطالعه، همگي از مواردي هستند كه به  ايجاد گروهي از فارغ التحصيلان كمك مي كند كه نه تنها از نظر كيفي و يافتن اشتغال دچار مشكلند، بلكه از نظر باور علمي نيز نواقص زيادي دارند و چه بسا آموزشي ناقص موجب رشد ديدگاه هاي  شبه علمي نزدآنها شود. در واقع بسياري از دانش آموختگان به اين ترتيب خواهيم داشت كه به جاي دانش اموختگي در حد و ميزان و استاندارد مناسب، دچار توهم دانش آموختگي هستند و خواهند بود. اين موضوع از آسيب هايي است كه در جهت مقابله با باور علمي در جامعه به عنوان چالش در جامعه امروز ما قابل طرح است. البته مشكل فقط مربوط به دو دانشگاه ياد شده نيست بلكه نام بردن از دانشگاههاي ياد شده صرفا به دليل پوشش بسيار وسيعي است كه اين دو دانشگاه امروزه در ايران دارند، به نحوي كه  اين دانشگاهها در حدود 70% از دانشجويان امروز مشغول به تحصيل در ايران را در حال حاضر تحت پوشش خود دارند .

2-     بعضي  مواقع پزشكاني حتي متخصص را ديده ايم كه خود سيگار مي كشند! معلماني كه خود مباني كه آموزش مي دهند را رعايت نمي كنند، مهندساني يا فارغ اتحصيلان مهندسي- كه علارغم آموختن اصول حرفه اي و ايمني، خود مباني ايمني را نه در حين كار و نه در پروژه  خود رعايت نمي كنند. اينها همه نشان مي دهد كه باور به علم به صورت يك اصل حداقل براي بخشي از افرادي حرفه اي  ما نيز در نيامده است.

3-      گسترش سرگرمي به وِيژه از طريق تلويزيون توجه حتي دانش اموزان و دانشجويان را از مطالعه و تفكر به سمت سرگرمي هاي زود گذر معطوف كرده است. در شبكه هاي مختلف تلويزيوني سريالهاي متعددي پخش مي شود كه دانش آموزان و دانشجويان ما  نام بازيگران آنها را از نام مولفان آخرين كتابهاي منتشره و آخرين مقالات چاپ شده در مجلات معتبر  بسيار بهتر مي دانند! دسترسي به عنوان سرگرمي ها امروزه با رشد كامپيوتر و سرگرمي هاي كامپيوتري، توجه به بازي را از پائين ترين سنين نهادينه كرده است. اين توجه بيشتر به سرگرمي حتي در هنگام استفاده از اينترنت نيز  نزد بعضي از كاربران ديده مي شود.   

 

 

حال مي رسيم به اينكه دليل  اين چالش هاي تناقض آميز كه مانع باور علمي  مي شود چيست؟ البته در اين مقال كوتاه بررسي اين موضوع نمي گنجد. ولي به باور نگارنده عدم توجه به فرايند علمي و روند توليد علم و توجه صرف به محصول حاصل از علم آن هم به شكل انواع خاصي از فناوري كه باتوجه به توليد كننده نفت بودن كشور ما به راحتي قابل خريد و وارد كردن است - ، توجه نكردن به استاندارد ها در  آموزش علم، اجازه به رشد خرافات از طريق گسترش روشهاي فال بيني و تبليغ روشهاي طالع بيني  در روزنامه ها و اينترنت، و عدم توجه يا كم توجهي به "آموزش همگاني علم "و "علم براي همه مردم" به ويژه در رسانه هاي راديو و تلويزيون و كم توجهي به علم محوري در آموزشهاي مربوط به فرهنگ عمومي جامعه و .. همه از عوامل اين آسيب ها است.

 

علم مدرن با اهميتي كه براي مشاهده و اندازه گيري قائل است، ديد جديد و نگرش نويني براي مردم نسلهاي جديد ايجاد كرده كه لازم است تا در رشد تفكر علمي و توسعه علم  به اين نوع نگرش نوين در كشور ما توجه خاص شود و متناسبا در برنامه  آموزشي محصلان و دانشجويان به آن توجه شود.                    



[ تعداد كل نظرات (فارسي و انگليسي): 0 ]

تاريخ افزوده شدن: سه‌شنبه 26 امرداد 1389 06:03:25

عنوان: تفسير فراكتالي پديده ها و پيش بيني زلزله - دكتر مهرنيا

وب لاگ دكتر سيد رضا مهرنيا، دوست  و همكار قديمي و عزيز من در اين آدرس: http://srmehrnia.blogfa.com

اطلاعات جالبي در مورد تفسير فراكتالي پديده هاي زميني و طبيعي به ويژه براي پيش بيني زلزله دارد.



[ تعداد كل نظرات (فارسي و انگليسي): 0 ]

تاريخ افزوده شدن: دوشنبه 25 امرداد 1389 17:57:56

عنوان: مدعيان پيش گويي و پيش بيني در زلزله هاي متوسط در يك ماه اخير - تير و مرداد 89- چه كردند؟

رخداد زلزله  ۳۰ تيرماه ۸۹ در ناحيه اهل، بستك، مرز استان هاي هرمزگان و فارس، با بزرگاي ۵.۸، و زلزله ۸ مرداد ۸۹ در نزديكي تربت حيدريه با بزرگاي ۵.۸، و زلزله ۹ مرداد لاله زار كرمان با بزرگاي ۵.۶ خوشبختانه با كشته همراه نبودند، ولي موجب خسارت جاني - مجروح شدن چند ده نفر از هموطنان ما در نقاط ياد شده، و البته حسارتهاي مالي و خرابي منازل مردم شد. جاي خوشحالي داشت كه كسي كشته نشد ولي به هر حال ابن سه رويداد در بازه زماني حدود ۱۰ روز توجه بسياري از مردم را به مساله زمينلرزه ها متوجه كرد. در اين رويداد  ها سوالاتي از سوي مردم و اصحاب رسانه مطرح مي شد كه آيا اين رويداد ها پيش بيني شده بودند يا نه؟  آيا پديده هاي آب و هوايي -مثلا خنكي نسبي هوا در بعضي نقاط كشور در دهه اول مرداد ماه- با اين زمينلرزه ها مرتبط بوده است يا نه؟ و از همه مهمتر اينكه آيا مدعياني كه در رسانه ها در مورد آنها در يك سال و نيم اخير اطلاع رساني شده است - از آذر ۸۷ تا خرداد ۸۹ در چندين نوبت در تيتر يكي بعضي روزنامه ها و اخبار راديو و تلويزيون و در انها ادعا شده كه ايرانيان به فناوري پيش بيني زلزله دست يافتند- آيا اين زلزله ها را نيز پيش بيني كرده اند يا خير؟ البته پاسخ ما در مورد ربط اين زلزله ها به پديده هاي طبيعي ديگر -نظير خنكي نسبي هوا و در بعضي نقاط بارش هاي پراكنده و حتي وقوع سيل در مازندران - عدم وجود رابطه علت و معلولي بين اين پديده ها بر اساس علم موجود روز بوده است.  ضمنا ذكر كرديم كه حتي بين همين سه رخداد هم رابطه قابل تبيين علمي نمي توانيم برقرار كنيم، چون از هم دور هستند و گسلهاي اين سه نقطه از كشور به هم  مستقيما مربوط نيستند. 

در مورد پيش بيني هاي ادعايي و اينكه مدعيان اين سه زلزله را پيش بيني كرده اند يا خير، در روز هاي اول جوابمان بي خبري بود، ولي در هفته هاي بعد از آن -حدود سه هفته گذشته- خبري از شواهدي مبني بر پيش بيني شدن اين اتفاقات نرسيد، و مقامهاي سازمان مديريت بحران كشور از  عدم صحت و فقدان شاهدي مبني بر پيش بيني زلزله سخن گفتند. در حالي كه مدعيان قبلا ادعا كرده بودند كه سامانه هاي اختراع شده زلزله هاي با بزرگاي بيش از ۴ را با دقت بيش از ۹۰ درصد، با صحت و دقت بالا پيش بيني مي كند. در يك يادداشت قبلي در همين صفحه در تاريخ سوم خرداد گذشته  در اين مورد توضيح دادم كه اين پيش بيني ها تاكنون جواب نداده و عملا هيچ يك از زلزله هاي چهارسال گذشته - بازه زماني كه ادعا شده بود طي آن سامانه مذبور با صحت اين كار را انجام داده، پيش بيني نشده بودند. اگر پيش بيني انجام شده ، چرا اعلام نشده و مردم -حداقل  متخصصان زلزله شناسي در موسسات مربوطه و مسئولان مربوطه در سازمان مديريت بحران- از آن بي اطلاع بوده اند؟

در همان زمان هم در گفتگوها - به ويژه دو گفتگوي راديويي - طرح شد كه بالاخره زلزله هاي مهمتر از آنچه قبلارخ داده - مثل زلزله ۲۵ مهر ۸۸ پاكدشت در جنوب شرق تهران با بزرگاي ۴- رخ خواهند داد. اين اتفاق در حد زلزله هاي با بزرگاي بيش از ۵.۵ سه بار پي در پي در محدوده ده روزه ۳۰ تير ۸۹ تا ۹ مرداد ۸۹ در نقاطي كه ذكر كردم در كشور رخ داد ولي خبري از پيش بيني يا پيش گويي - آن هم با صحت و دقت بيش از ۹۰٪  يا حتي كمتر از آن نشد!        

در دو سال و نيم اخير بر اساس نوع كار در پژوهشگاه هر از چند گاه - حدودا ماهي يكي، دو مورد - اختراع، يا ادعاي اختراع به ما مي رسد كه در آن فرد مبتكري ايده يا وسيله اي ساخته - يا طراحي كرده و تصاوير مربوطه را پيوست كرده اند- و براي سازمان ثبت مراجعه كرده يا در سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي  (مرجع شناخته شده براي بررسي اختراعات از سوي  وزارت علوم)  پرونده تشكيل داده اند و يا مستقيما به ما مراجعه كرده اند تا اختراعشان را بررسي كنيم. ما از نظر سازماني وظيفه اي براي بررسي ادعاهاي مطرح شده از بيرون پژوهشگاه نداريم. البته گردش كار در مورد بحث مالكيت فكري و ثبت اختراع در مورد همكاران پژوهشگاه موضوع ديگري است، و در چنين حالتي بر اساس آئين نامه مربوطه عمل مي كنيم. به هرحال  در بسياري از موارد از جهت همكاري، اين ادعاهاي رسيده از بيرون پژوهشگاه  را نيز براي بررسي به پژوهشكده هاي مربوطه مي فرستيم. اكثرا اين ادعاها  حاوي نوآوري خاصي نيست  و از نظر تلقي به عنوان  اختراع، بلا موضوع هستند. در بعضي موارد - خيلي كم- مواردي از نوآوري ديده مي شود كه آن موارد از سوي همكاران ما گزارش مي شود و ما براي سازمان سوال كننده، در صورت درخواست مي فرستيم.

اين مقدمه را اوردم تا برسم به اينكه بسياري از اين موارد ادعايي مربوطند به پيش بيني يا پيش گوئي زلزله. در اين موارد اتفاقا فرد يا گروه مدعي بسيار پر حرارت پيگير كار خود هستند و در بيشتر موارد اصرار فراوان دارند كه كارشان تحولي در امر پيش بيني ايجاد كرده است! بين موارد مختلف مربوط به ادعاي پيش بيني زلزله، با مدعياني مواجه مي شويم كه به پيش بيني هاي موفق خود در گذشته اشاره مي كنند و مثلا مدعي مي شوند كه زلزله هاي مهمي چون طبس ۱۳۵۷، منجيل ۱۳۶۹و اردكول قائن ۱۳۷۶ و بم ۱۳۸۲ را با موفقيت پيش بيني كرده اند. ارجاعاتي هم به گذشته و اعلام پيش گويي يا پيش بيني خود مي دهند، كه به هيچ عنوان قابل كنترل و صحت سنجي نيست.

البته مواردي هم هست كه اصلا براي بررسي صحت به ما مراجعه نمي كنند. به هر حال در سالهاي اخير دو مورد بوده -در تهران و شهرستانها- كه جدي تر به مساله پيش بيني پرداخته و به جاهاي مختلف مكاتبه كرده اند و موضوع پيش بيني خود را در سطح كشور رسانه اي كرده اند. آنطور كه در رسانه ها به ويژه در يك مورد طرح شده، اعلام بر اتمام كار و يافتن راه حل نموده اند. البته چند گروه ديگر هم هستند كه از شهر هاي مركزي و شرقي ايران مدعي انجام و نهايي كردن اين كار شده اند، و وب سايتها و وب لاگهايي براي اطلاع رساني كار خود ايجاد كرده  و اي ميل هاي پي در پي هم در اين مورد ارسال  ميكنند. مبناي بعضي از  اين پيش بيني ها تا آنجا كه ما مي دانيم، بر اساس تغييرات در وضع آب و هوا و ابر ها،  رابطه بازگشت گوتنبرگ و ريشتر كه رابطه معروفي در علم زلزله شناسي است، رصد تغييرات دماي هوا، رصد بيهنجاري هاي گراني -جاذبه- زمين و همچنين در مواردي دنبال كردن تغيير در رفتار حيوانات بوده است. مواردي هم اصلا فرايند كار را بيان نكرده اند.  

 پارامترهاي ژئوفيزيكي در كشور ما بيش و كم در پژوهشگاهها، سازمانها و مراكز پژوهشي رصد مي شوند و البته در هنگام رصد آنها هيچگاه، هيچ سازمان، پزوهشگاه و موسسه اي اعلام نكرده و مدعي نشده - و نمي شود-كه اين تك پارامترها، يا گروهي از آنها با هم، و تغييرات ظاهرا معني دارشان الزاما به معني پيش بيني رخ داد زلزله است. معني اين سخن آن است كه اين-هماني هايي كه گاهي در همزماني رخداد پديده هايي كه انسانها به طور طبيعي مشاهده مي كنند (مثل همزماني تغييرات فصلها، يا وضع هوا و رخداد زلزله ها) و يا تغييرات پارامترهايي كه دستگاهها آنها را مي سنجند ( مثل تغييرات الكترو مغناطيسي يا گراني يا الكتريكي در زمين و ...) به معني كشف قاعده و قانون رخداد زلزله و در نتيجه كاربرد آن قاعده به صورت فرمول يا متد براي پيش بيني زمينلرزه نيست. اين نوع رابطه ها در صورتي مي توانند به صورت قاعده و قانون در آيند كه امكان سنجش و اندازه گيري و رصد دقيق و مدرن آن پديده  و كنترل چند باره و مكرر رخدادشان در زمانهاي مختلف در حال و آينده و حتي براي رويداد هاي گذشته وجود داشه باشد، اصل پارامتر و پديده از نظر علمي قابل تبيين باشد، فرايند اين تبيين و تشريح به لحاظ علم موجود و منتشر شده بشري بايد مستند، معقول، منطقي و قابل داوري  باشد.

 هنگامي كه روش پنهان باشد، شواهد در سطح مشاهدات مردم عادي باشد يا چيزهايي پيش بيني شود كه پيش بيني شدن و نشدنشان فرقي نكند -زلزله هايي كه كوچكند،  فراوان رخ مي دهند و محل رخدادشان  نيز به كلي اشتباه بيان شود - در آن صورت هر نوع نتيجه از پيش بيني تصادفي -حتي با شير يا خط!!!-  را مي توان به عنوان ادعاي موفقيت پيش بيني  زلزله طرح كرد! اين نوع پيش بيني ها البته نياز به جار و جنجال رسانه اي هم ندارد. البته هر كسي حق دارد آنچه را مي تواند انجام دهد، بيان كند، ولي معلوم نيست چرا وقت مسئولان سازمانهاي مربوطه براي ثبت اختراعات، و همچنين محققان  پژوهشگاهها و موسسات پژوهشي در امر زلزله شناسي براي رد اين ادعاها بايد گرفته شود؟ اين نوع ادعاها در سال چند بار مطرح مي شوند. ولي چرا وقت و انرژي پژوهشگراني كه علي الاصول بايد  براي امر پيش بيني زلزله با روشهاي شناخته شده به صورت علمي وقت صرف كنند، بايد براي  مقابله با اين نوع از ادعاها صرف بشود؟ متاسفانه نوع طرح مساله به صورتي است كه هر كه نقدي داشته باشد ، انگار مخالف نوآوري و توانمندي محققان ايراني است. در حالي اين كار نوعي نعل وارونه زدن است.

 مساله علمي و شناخت و تبيين آن شوخي نيست كه با سر هم كردن چند نتيجه مشاهده، هر چه قدر خام، ان را به عنوان كشف و اختراع به مردم عرضه كنيم. پيش بيني زلزله با روشهاي علمي و شناخته شده و قابل داوري كاري است كه اكنون در حال زمينه سازي و ايجاد ريز ساخت علمي و پژوهشي براي  انجام آن در آينده در ايران هستيم. در دنيا بيش از ۴ دهه سابقه كار مدرن و مستند علمي از سوي موسسات  معتبر پژوهشي زلزله شناسي وجود دارد كه مفصلا روي موضوع پيش بيني زلزله در حال كار پيوسته و مداوم با روشهاي نوين - در آمريكا، روسيه، ژاپن، چين، ايتاليا و ... - بوده و هستند. در ايالت كاليفرنيا از سال ۱۹۸۴ به طور پيوسته رصد همه جانبه پارامترهاي ژئوفيزيكي و زمين شناختي بر روي  سامانه گسلي سان آندرياس در غالب پروژه جامع  رصد سامانه سان آندرياس (اس.اي.اف.او.دي) زير نظر دانشمند زمين شناس شناخته شده در سطح جهاني و تهيه كننده نقشه استرس پوسته زمين، پروفسور مارك زوبك، استاد دانشگاه استانفورد، آغاز شده و همچنان بدون وقفه اين مطالعات مدرن با هدف پيش بيني زلزله با رصد دقيق رفتار سامانه گسلي سان آندرياس دنبال مي شود. هيچ كدام از اين گروه هاي بين المللي با تمام دستاوردهاي با ارزشي كه تا كنون داشته اند هر روز به رسانه ها نمي آيند تا  هر مشاهده اوليه اي را به عنوان كشف و اختراع اعلام كنند، آن هم پس از چند دهه كار مداوم علمي.

عالم علم، دنياي شوخي و صدور عبارتهاي ظاهرا بزرگ، ولي عملا بي پايه نيست. صحت و اعتبار كار علمي هم به مصاحبه هاي پي در پي و شكل دادن تيتر يك روزنامه ها نيست.  پيش بيني زلزله به صورت علمي حتما در ايران پيگيري مي شود، واين كار توسط تيم هايي كه اهل اين كار هستند، در جال پايه ريزي است. به عنوان عضو كوچكي از گروهي كه براي چنين هدفي تلاش مي كنند شهادت مي دهم كه اين فرايند به غايت مشكل و پيچيده و طولاني است. حتي هماهنگ كردن دو يا چند تيم پژوهشي كه در اين راستا تلاش مي كنند پيچيدگي ها و سختي هاي خاص خود را دارد. جذب بودجه پژوهشي هم اساسا يك دغدغه دائمي در اين مورد است. با اين همه، بي ادعا، بدون اعلام، و با فروتني مشغول انجام وظيفه هستيم. فقط مدعيان هر از چند گاه را چه كنيم  كه با اعلام هاي هر از چند گاهشان اذهان ما و مردمان  را مشوش مي كنند؟!

سه زلزله اي كه در آخر تير و دهه اول مرداد در ايران رخ داد شواهدي بر بي پايه بودن ادعاهاي بعضي مدعيان ايراني است كه بر كشف علمي روش پيش بيني و اختراع فناوري پيش بيني و پيش گويي زلزله، اين چالش همچنان پيچيده دنياي علم، اصرار دارند. خواهشمند است مدعيان ديگر بس كنند. طبيعت اين بار بدون گرفتن تلفات جاني -كشته- به ما نشان داد كه اين ادعا ها بي اساس است. به فكر چاره جويي در مورد رويداد هاي مخربي باشيم كه با توجه به لرزه خيزي فلات ايران احتمال رخدادشان در نقاط مختلف فلات ايران - كه نزديك پهنه گسلهاي فعال هستند -وجود دارد. در كار علمي كلم به كلمه فرايند كار و نتايج بايد شفاف بيان شود و از سخت ترين داوري ها موفق و سربلند بيرون بيايد. با هياهو نمي توان كار علمي كرد.      



[ تعداد كل نظرات (فارسي و انگليسي): 0 ]

تاريخ افزوده شدن: جمعه 22 امرداد 1389 22:46:40

عنوان: ما اينجا مي مانيم - براي توسعه علمي ايران - بخش چهارم

اين قسمت آخر يك مطلب دنباله دار است. قسمتهاي اول، دوم و سوم اين يادداشت را مي توانيد در لينك هاي مربوطه پيدا كنيد.

-- ما مهمترين منبع ثروت ملي خود را جوانان مستعد، توانا و كنجكاو ايران مي دانيم. مجله نجوم دعوتي براي شركت در جلسه سخنراني علمي - سخنران : دكتر بهرام مبشر، استاد كيهان شناسي دانشگاه كاليفرنيا در ريورسايد - براي چهارشنبه ۲۰-۵-۸۹، بعد از ظهر ساعت ۱۷ تا ۱۹ در كتابخانه حسينيه ارشاد تهران براي من فرستاده بود. من حدود بيست دقيقه دير رسيدم. محل سخنراني را كتابخانه حسينه ارشاد تعيين كرده بودند، لابد با براورد اينكه حدود ۳۰ تا ۴۰ نفر براي سخنراني خواهند آمد، ولي در آن بعداز ظهر تابستاني، آنقدر استقبال زياد بود -بيش از ۳۰۰ نفر امده بودند!- كه محل سخنراني را به سالن شماره ۲ حسينيه ارشاد منتقل كردند (زير سالن اصلي). با تمام آنچه در جامعه ما از نظر مشكلات مختلف وجود دارد، ديدن اين گروه وسيع كه اكثرا جوان بودند، بسيار شوق انگيز بود. اين اشتياق به علم در جامعه ما معني بسيار خوب و مثبتي دارد و به نظزم اميد خوبي براي آينده به ما مي دهد. آينده ايران را اين جوانان باسواد، كوشا، مسئول خواهند ساخت.

- ما مي مانيم تا زمينه هاي مثبتي در كشور خود از نظر علمي و تخصصي ايجاد كنيم و توسعه دهيم. آنها كه رفته اند اگر اين زمينه ها را ديدند، انگيزه اي به انها دست داد براي يافتن ميدان كار و تلاش براي كشور خودشان، اگر دوست داشتند، برگردند. مي دانم كه بالاخره بخشي از آنها كه -به هر دليل-مهاجرت مي كنند، يا حتي ابتدا براي تحصيل مي روند ولي بعدا به دلايل مختلف ماندگار مي شوند، هرگز به كشور بر نمي گردند. واقعيت هاي اقتصادي و اجتماعي را نيز نمي توان ناديده گرفت، يك تنه هم نمي توان با آنها جنگيد. ولي ما با انگيزه هاي ملي قوي كه داريم تا سر حد توان براي زمينه سازي مثبت در كشور خود تلاش مي كنيم. اين زمينه هاي مثبت، انگيزه خواهد شد براي آنها كه بخواهند برگردند. هر چه طبقه متوسط -تحصيل كرده و مدرن- كشور پر تعداد تر باشد، آينده بهتري مي توان براي ايران انتظار داشت. ما مي مانيم تا اين طبقه متوسط مدرن در صورت امكان پر تعدادتر شود. - ما مي مانيم و براي ايجاد بهترين ها تلاش خواهيم كرد. ما كم خواه نيستيم ولي واقع بينيم. همه مشكلات و عقب افتادگي هاي تاريخي و توسعه اي ايران را ما موجب نشده ايم، ولي با احساس مسئوليت ما براي آنكه ايران خانه خوبان شود، واقع بينانه تلاش خواهيم كرد. كشور را نمي توانيم ناگهان زير و رو كنيم و ناگهان شرايط آن را به استاندارد جهاني برسانيم. استاندارد هاي زندگي در كشور ما همين هست كه مي بينيم و مي دانيم. ولي اجازه تحقير را به كسي نمي دهيم. در حد توان خود سعي مي كنيم زمينه سازي براي پيشرفت در حدي كه مي توانيم بكنيم.

- ما غيرت ملي داريم، به سنت هاي خود احترام مي گزاريم و به ارزشهاي فرهنگ ايراني و اسلامي خود باور داريم. اين بدان معني نيست كه هر رفتاري در حوزه عمومي فرهنگ ايران رخ دهد درست و منطقي است. خير ، اين نگاه متعصبانه را نداريم. به لحاظ حوزه كاري نيز باورم آن است كه گردش كار در ساختار كنوني آموزش عالي -دولتي و خصوصي - بايد به صورت علمي نقد و مشكلاتش -كه فراوان است- حلاجي شود. ولي باور داريم كه دنياي امروز، و آينده مي تواند از ارزشهاي فرهنگي و ملي ايرانيان بسيار بياموزد. ايران جهاني در يك مرز است. سرزميني كه هميشه اقوام مختلف با گوناگوني ها گويشي و مدهبي در آن در طول تاريخ با بيشترين مدارا زيسته اند. جالب است كه اين تنوع قومي و زباني، شبيه تنوع اقليمي و گونه هاي گياهي و جانوري سرزمين ما هم هست. آب و هواي سرزمين ما هم همينطور متنوع است! گاه در جايي -در البرز يا اردبيل- دارد برف مي بارد، همزمان در جاي ديگر -در اهواز- مردم در گرماي حدود ۴۵ تا ۵۰ درجه دارند زير آفتاب تابستان عرق مي ريزند!. اين سرزمين متنوع -از همه نظر- توانايي هايي بزرگي دارد. مهمترين امكانات بالقوه ملت ايران و سرزمين ما هنوز در بسياري از زمينه ها كشف نشده است. فرهنگ دنيا در تعامل و گفتگو با فرهنگ ايران در طول تاريخ بده بستان مفيدي داشته و به باور من در آينده هم اگر اين تعامل و گقتگو انجام نشود، چيزي در صحنه تعاملات دنيا -حداقل در همين منطقه خودمان- كم خواهد بود. بزرگي و اهميت سرزمين ما با رويدادهاي سياسي و اتفاقهاي اقتصادي روزمره كم و زياد نمي شود. آن كشور تازه تاسيس حاشيه جنوبي خليج فارس كه بر گوشه اي از خاك ما نيز ادعاي بي جا دارد، هر چقدر به وضع و استاندارد زندگي غربي درآيد، پيشرفت اقتصادي كند، زير ساخت ايجاد كند و بلند ترين برج جهان، و پيست اسكي مصنوعي در دل كوير هم بسازد، تنوع سرزميني، تنوع قومي، غناي فرهنگي ومنابع ما را ندارد . حتي اگر خطوط هواپيمائيش در سالهاي متمادي از نظر خدمات و كيفيت به صورت پي در پي به عنوان بهترين خط هوايي هم انتخاب شود. اصلا نظر به تحقير همسايگان ندارم و تعابير تحقير آمير عاميانه براي ديگران را هم اصلا قبول ندارم. ولي اگر نوبت حساب و كتاب و مقايسه باشد، سرزمين خود را واجد مشخصات، تنوع و غنايي مي بينم كه در كشور هاي مختلف همسايه نمي بينيم. البته مشكلات خانه خود را هم مي دانم و متعصبانه چشم بر آن ها نمي بندم. همزمان هم مي بينم كه همين توسعه هاي علمي و صنعتي در زمينه هاي مختلف در كشور من رخ داده و در همين كشور هاي متحد -و دنباله- دنياي صنعتي، كه همسايه ما هستند يكي از اين اتفاقات در زمينه هاي بيولوژي، فضايي، پزشكي، انرژي و ... رخ نداده است.

 - البته تعارف كه نداريم، مقياسها و معيارهاي اقتصادي و استاندارهاي زندگي در دنياي امروز مشخص هستند. به باور من بخش زيادي از قشر تحصيل كرده ايراني اگر احترام ببيند و زمينه براي كار و تلاش ببيند و آنگونه بار آمده باشد كه با سختي ها بستيزند، ايران را ترك نمي كند و يا اگر ترك كرده باشند به كشور بازمي گردند تا خدمت كنند.

- بخشي از اين يادداشتها را به تدريج در وب لاگم منتشر كردم. واكنش هايي كه به صورت كامنت و شفاهي گرفتم، غير از تائيد و همدلي بعضي، از اين دست هم بود كه: ايران سرزمين فرصت ها نيست و موفقيت بر اساس شانس رخ مي دهد، اين وطن،وطن كردن ها آلوده به ريا و فريب كاري است، شما هم كه در ايران مانده اي دنبال منافع و موقعيت بالاتر خود هستيد، اينها كه مي گوييد ناشي از تعصب و عشق ملي گرايانه است، چشم بر روي واقعيت ها بسته اي، شما دعوت به چيزي مي كنيد كه بسياري براي فرار از اون روزشماري مي كنند، فراموش نكنيد كه بسياري از بزرگان و تأثيرگذاران عرصه علم و دانش در ايران ما كساني بوده و هستند كه ساليان زيادي رو در خارج بسر بردند، شما هم كه مانده اي طرفدار فرهنگ اسلامي بوده اي و... به هر حال گرچه همه نقطه نظرها را اينجا نمي توانم بياورم ولي اين نوع نقد ها بر روي بحثي كه كردم وجود دارد. البته روي اين نقد ها هم بحث دارم و همه را درست نمي دانم، ولي به همه نظر هاي مخالف نظر خود احترام مي گزارم. ضمنا فرض مبنايي اين نوع واكنش ها را آن مي دانم كه نگارنده را ايده آليستي وطن خواه در نظر گرفته اند كه چشم بر روي واقعيت ها بسته و همزمان در هماهنگي با شرايط موجود، و در ساختارهاي موجود دنبال موقعيتهاي بهتر است. من حرفم را به طور خلاصه آوردم. به همه آنها كه رفته اند يا مي خواهند بروند هم احترام مي گزارم. ولي آنها هم كه رفته اند و يا مي خواهند بروند، آيا ايده آلهايي از جنس خودشان ندارند؟ خوب ما هم نظر خودمان را داريم. عيبي دارد؟ نظر مان را كه نمي خواهيم تحميل كنيم؟

- ما اينجا مي مانيم، هر كه توانست، امكانش را داشت و مهمتر از همه : دلش خواست، با هم در همينجا تلاش خواهيم كرد. سعي مي كنيم به هم اميد دهيم. دوست داريم دست به دست آنها كه دوست دارند و مثل ما فكر مي كنند بدهيم و دوست داريم تا به هم كمك كنيم. به قول روانشاد پروفسور كارولوكس (۱۳۲۸-۱۳۸۹)، آن چهره ماندگار، آن استاد ارمني پاكنهاد دانشگاه تهران، كه روحش با صالحان محشور باد:ايران مال ماست، كجا برويم؟

 پاينده ايران



[ تعداد كل نظرات (فارسي و انگليسي): 2 ]

تاريخ افزوده شدن: پنج‌شنبه 21 امرداد 1389 21:47:59

عنوان: ما اينجا مي مانيم - براي توسعه علمي ايران - بخش سوم

اين بخش سوم از يك يادداشت دنباله دار است كه بخش هاي اول و دوم آن را در لينك مربوطه مي توانيد بيابيد

 

-         ما مي دانيم كه بهترين دانشگاههاي دنيا كجا هستند. بهترين دانشگاه در رده بندي هاي وبومتريكس در ژوئيه 2010 دانشگاه هاروارد است و به ترتيب دانشگاههاي ام. آي. تي.، استانفورد و بركلي همگي در ايالات متحده- در رده هاي بعدي قرار دارند. آنطور كه در بخش قبلي اين يادداشت آوردم، اين رده بندي ها استاندارد خاص خود را دارند و حتي موسسات مختلف طوري معيارهاي رده بندي را  اعمال مي كنند، كه نتيجه  گاهي در سايت موسسات مختلف متفاوت است. ولي واقعيت هاي كلي و اصلي متفاوت نيستند و در دسته بندي هاي انجام شده توسط موسسات، جاي دانشگاههاي مهم مختلف خيلي بالا و پائين نمي شوند. در اين شرايط كشورهاي در حال توسعه نظير ما به سرعت در حال تلاش براي كسب مدارج بالاتر هستند. دانشگاه  ام. آي. تي. در حال كمك به شيخ نشين ابوظبي براي احداث يك مركز توسعه پژوهش و فناوري هاي پيشرفته در ابوظبي به نام المصدر- است. دانشگاه سوربون هم كار مشابهي را در امارات به انجام رسانده است. در عربستان سعودي در سال 2009 دانشگاه جديدي براي توسعه فناوري هاي پيشرفته در سده بيست و يكم و كار بر روي مسائل و چالش هاي پيش روي اين كشور در دهه هاي آينده انرژي، محيط زيست، آب و ...- به عنوان دانشگاه ملك عبدالله ايجاد شده است. دولت عربستان سعودي تلاش دارد كه اين دانشگاه با بالاترين استاندارد هاي بين المللي هماهنگ شود. اينها همه نشان از عزم و اراده جدي حتي در منطقه پيرامون ما براي رسيدن به استاندارد هاي بالا از نظر علم و فناوري در سالهاي آينده است. طبيعي است كه اين كشور ها چشم انداز توسعه آينده خود را از طريق توسعه اين نوع دانشگاهها و پژوهشگاهها ديده اند. ما هم در ايران تلاشمان در راستاي توسعه علمي براي آينده ايران است. شكل درست آينده را دانشگران هر كشور با تلاش خود بايد ترسيم كنند. بحث هاي روزمره هر قدر مهم، اساسي و حياتي باشند- جايگاهي اساسي در آنچه گفتم ترسيم آينده- به لحاط علمي  ندارد.

 

-         با استفاده از فناوري هاي آي.تي. و اينترنت، هر كس در هر كجاي جهان كه هست به يك سامانه جهاني متصل است. ارتباطات چون گذشته كند، دير و غير موثر نيست. البته سرعت اينترنت در ايران همچنان پائين است. گرچه دسترسي به اينترنت بيشتر شده و وزارت ارتباطات گزارش مي دهد كه ضريب نفوذ در ايران حدود 33% است  -گزارش وزير ارتباطات، 21/5/89- و البته كيفيت استفاده از اين فناوري در حال حاضر مانند كشور هاي صنعتي نيست. ولي با همين امكان موجود استفاده خوبي براي توسعه در كشورهاي در حال توسعه مانند ايران مي شود.

 

-         ما در علم تجربي ملت با ريشه ي هستيم. بخشي از پر افتخارترين بخشهاي تاريخ علم در سده هاي گذشته را ايرانيان به طور حاص و مسلمانان به طور عام رقم زده اند. ما خود را ميراث دار بزرگاني چون خوارزمي، ابوريحان بيروني، ابن سينا، خواچه نصير الدين طوسي، غياث الدين جمشيد كاشاني و عمر خيام مي دانيم. آن ستارگان تاريخ علم تجربي و مشاهده اي- در زمانه خود با تمام سختي ها مكتب هاي علمي را هدايت مي كردند. متاسفانه به دلايل مختلف كه در حوصله اين يادداشت نيست و قسمت بيشترش هم در تخصص صاحب اين قلم نيست و هنوز جا دارد پژوهشهاي بي طرفانه و دقيق بر روي آن از سوي اهلش صورت گيرد- آن دوران طلايي علمي كه هدايتش نزد گذشتگان ما بود به پايان رسيد و سرزمين ما در يك دوران طولاني مكتب علمي نداشت. حدود 160 سال است از تاسيس دارالفنون- كه دوباره كشور ما در حال تلاش براي داشتن ساختارها و نهاد هاي علم مدرن است. ما به سنت علمي گذشته نزد ايرانيان و مسلمانان افتخار مي كنيم. مي دانيم كه بسياري از مكتوبات و تقريرات و روشهاي علمي 700 سال پيش به كار امروز نمي آيد ولي داشتن پيشينه پرافتخار، به باور ريشه دار بودن نگرش علمي در ايران، و غرور ملي نزد ما كمك فراوان مي كند. البته آنچه دانشگران امروز انجام مي دهند به استاندارد ها و ابزار و روشهاي مدرن و امروزي مربوط است، و نه به علم قديمي سده هاي گذشته.  

 

-         ما اينجا مي مانيم و تلاش مي كنيم تا بر روي كار خود بيشترين تمركز را داشته باشيم. در زمانه هاي كه بيشترين حاشيه براي كار علمي وجود داشته باشد، دانشگران بسيار بايد براي فكر كردن به هدفهاي خود بكوشند. ما همين كار را مي كنيم.

 

-         ما از توجه رسانه اي ذوق زده به دستاوردهاي علمي ديگران دلسرد نمي شويم.  هنگامي  كه كاري مشابه به كارهاي ما را، خارجي ها ويا ايراني تباران مقيم خارج در زمينه هاي كاري خود ما انجام دهند، بارها بيشتر و پر رنگتر بازتاب مي دهند. سرمايه هاي موجود و در كنار گوش خودمان را گاهي فراموش مي كنند، و آنچه ديگران انجام داده اند را با رنگ و لعاب خاص پوشش مي دهند. ما حسود نيستيم، وفكر نمي كنيم كه در هاي خبري مملكت را و چشم ها را بر روي كارهاي مختلف علمي در سطح جهان بايد بست. ولي اشكال كار در انجا است كه هر چه در بيرون انجام مي شود انعكاس پر رنگ مي يايد، ولي نگاه همراه با بي اعتمادي به همان كار در داخل مشابه يا با كيفيتي حتي بهتر از مورد خارجي- همچنان ادامه دارد. بدتر آن است كه هنگام سرمايه گزاري و تصويت پيشنهاد هاي پژوهشي نيز اين بي اعتمادي به كار دانشگران داخلي ديده مي شود و كار را براي ما سخت تر مي كند.                 



[ تعداد كل نظرات (فارسي و انگليسي): 0 ]

تاريخ افزوده شدن: پنج‌شنبه 21 امرداد 1389 15:32:43

عنوان: نقد كتاب دكتر علي پايا : فناوري، فرهنگ و اخلاق

ديروز در صفحه علم روزنامه شرق نقدي كه من بر روي كتاب ؛فناوري فرهنگ و اخلاق؛ تاليف دكتر علي پايا، نوشته بودم منتشر شد كه براي مطالعه علاقه مندان آن را اينجا -لينك- مي آورم.  



[ تعداد كل نظرات (فارسي و انگليسي): 0 ]

تاريخ افزوده شدن: سه‌شنبه 19 امرداد 1389 08:21:03

عنوان: ما اينجا مي مانيم - براي توسعه علمي ايران - بخش2

اين بخش دوم از يك يادداشت دنباله دار است. بخش اول آن را مي توانيد در اينجا بيابيد.

- دنياي علم دنياي كيفيت است. بالاترين كيفيت هاي توليد علم امروزه در بهترين دانشگاههاي آمريكا - بر اساس رده بندي هاي موسسات مختلف - ديد مي شود. به نحوي كه بيست دانشگاه اول در زمينه علم و فناوري و پانزده دانشگاه اول در زمينه علم انساني همگي در امريكا هستند. البته دانشگاهها و موسسات پژوهشي با كيفيت بالا در نقاط ديگر دنيا مثل كانادا، انگليس و فرانسه و... وجود دارند. از آسيا دانشگاههايي از ژاپن- دانشگاههاي توكيو  و كيوتو- و اخيرا چين - دانشگاه پكن- و سنگاپور و .. به رده صد دانشگاههاي اول راه يافته اند. معيار مختلفي در اين رده بندي ها وجود دارد، ولي كيفيت توليد علم و ميزان سرمايه گذاري در زمينه پژوهش و ميزان كارآفريني و توسعه فناوري- كه با توليد مقالات، تعداد اختراعات و نوآوري هاي ثبت شده بين المللي، تعداد جايزه نوبل ، و ... سنجيده مي شود- و همچنين حجم قرارداد و اعتبار پروژه هاي ارتباط با صنعت و جامعه، در اين سنجش ها نقش مهمي دارد. اينكه دانشگاهها و پژوهشگاههاي ايران چرا در رده هاي بالا در سالهاي اخير نيستند، تا حدي به عدم توجه به استاندارد هاي جهاني و درست عرضه نكردن كيفيت خود و داشته هاي واقعي يه زبان جهاني  مربوط است- يك مورد خيلي ساده : نداشتن يك وي سايت به روز، متنوع، به سهولت قابل دسترسي و... - و البته عدم توجه به نمايه سازي مقالات ، و عدم توجه به توليد علم و معرفي خود به زبان جهاني و در معرض داوري بين المللي قرار دادن،  و بخشي از آن هم به وضع و رده واقعي انها به دليل عدم سرمايه گذاري مناسب در زمينه نوآوري و فناوري هاي جديد، مربوط است. ميزان كم سرمايه گذاري در زمينه پژوهش و توسعه فناوري در اين زمينه، حضور كم رنگ بخش خصوصي در پژوهش و توسعه و... از زمينه هايي است كه به  جايگاه  ما در رده هاي پائين در رده بندي هاي بين المللي مي انجامد. البته به صورت موردي دانشگران، آزمايشگاهها و مراكز بسيار با كيفيت بالا در دانشگاهها، پژوهشگاهها و موسسات پژوهشي ما وجود دارند كه  با كيفيت بالاي بين المللي كار مي كنند. به نحوي كه اگر نحوه كار و كيفيت توليدات آنها بررسي شود، نمي شود خيلي تفكيك كرد كه آنها در كشوري صنعتي يا در حال توسعه در حال كار هستند. از سوي ديگر در سال گذشته پرديس دانشكده هاي فني دانشگاه تهران و دانشگاه صنعتي شريف موفق شده اند كه خود را به رده هاي زير ۱۵۰ در دره بندي دانشگاههاي مهندسي دنيا برسانند. بقيه گروه ها، پرديس ها، و آزمايشگاههاي پژوهشي هم مي توانند خود را در  استاندارد هاي تخصصي مربوط به خود-با رعايت استاندارد هاي جهاني- بالا بياورند. صرف نظر از اينكه كل دانشگاه يا پژوهشگاه يا موسسه مربوطه در چه رده اي دسته بندي مي شود.

- طبيعي است كه توليد علم براي جامعه و علم نافع، تكميل چرخه توليد علم، فناوري و كارآفريني، هم موضوعي مورد توجه در استاندارد هاي جهاني است و هم به توجه ما به جامعه خودمان بر مي گردد. منظورم ان است كه توجه ما به رده بندي جهاني به دور از توجه به محيط پيرامونمان، لزوم  و اهميت تمام اين فعاليت ها براي  جامعه خودمان و توجه به درد ها و مشكلات جامعه خود نيست. اصلا هم توليد علم بومي مورد توجهم نيست. چون علم جهاني است و بين المللي، نسخه اي رقيق شده يا تخفيف يافته از علم و فناوري به عنوان علم بومي قابل پذيرش نيست. مي توانيم بپذيريم كه  خداي ناكرده كسي بيماري سختي داشته باشد، و داروي درد او را در يك نقطه از دنيا وجود داشته باشد، ولي ما توصيه كنيم كه از نسخه اي بومي ولي بدون كيفيت از آن دارو وجود دارد كه بهتر است همان مصرف شود؟! در عوض از هر فراورده، محصول و توليد علمي باكيفيت داخلي با غرور  و با صداي بلند دفاع مي كنيم، به آن مي باليم و براي آن حاضريم تبليغ هم بكنيم.

- ما شاخص هاي رده بندي كشور ها به عنوان شاخص سعادت و شاخص توسعه انساني آشنا هستيم.  جايگاه  كشور خود را نيز در اين شاخص ها مي دانيم. مي توانيم به بعضي تعريف ها و ملاكها در رده بندي هاي ذكر شده انتقاد داشته باشيم يا اصلا به بعضي از آنها باور نداشته باشيم. ولي به هر حال اين شاخص ها هستند و ما نيز با انها آشناييم، و از  شناخته شده بودن و قابل پذيرش بودن بسياري از معيار هاي اين استاندارد ها در كشور خودمان هم اطلاع داريم. جالب آن است كه حتي در همين رده بندي ها نيز بعضي از معروف ترين كشور ها نيز در رده اول اين طبقه بندي هانيستند. آمريكا در سال ۲۰۰۹ كشور نهم در رده بندي شاخص سعادت و كشور سيزدهم در رده بندي شاخص توسعه انساني است!.

- ما آرمان داريم. آرمان ما توسعه علمي و سعادت كشورمان است. براي آرمانمان هم واقعبينانه ايستاده ايم. اين موضوع بسيار مهم است. آرمان خواه بودن را اگر از انسان بگيريم، بي هدفي، پوچي، بي انگيزگي آدم را فرا مي گيرد. البته ما آرمان خواه واقع بين هستيم. با تلاش و همزمان ، حوصله و صبر دنبال اين آرمان ها هستيم.

           



[ تعداد كل نظرات (فارسي و انگليسي): 0 ]


1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  12  13  14  15  16  17  18  19  20  21  22  23  24  25  26  27  28  29  30  31  32  33  34  35  36  37  38  39  40  41  42  43  44  45  46  47  48  49  50  51  52  53  54  55  56  57  58  59  60  61  62  63  64  65  66  67  68  69  70  71  72  73  74  75  76  77  78  79  80  81  82  83  84  85  86  87  88  89  90  91  92  93  94  95  96  97  98  99  100  101  102  103  104  105  106  107  108  109  110  111  112  113  114  115  116  117  118  119  120  121  122  

صفحه بعد

ويرايش و برنامه‌نويسي توسط: SAVAFA.comمدت زمان ایجاد صفحه : 0.17 ثانیهPHP-Nuke and Iran Nuke Premium